سقوط

دلنوشته

چه آرام سقوط کردم، گویا مهر باطل خورده ام و در نهایت یک برگ سوخته ام.

امروز فهمیدم دفتر سرنوشتم را بی حوصله و دلگیر از همه چیز و همه کس

خط خطی کردم.

امروز فهمیدم بی هدف آرزو کردم، بدون اشتیاق پریدم، بدون برنامه انتظار

 کشیدم، صادقانه از کنار همه چیز گذشتم و چه بی پروا سوختم . . .افسوس

/ 3 نظر / 10 بازدید
محیا

سلام من آپ هستم دوس داشتی سر بزن و منو خوشحال کن مطالب عالی بود

maximos

سلام رفیق مطلبت باحال بود واقعا همینه ما همیشه سر میزنیم به رفقامون منتظرم قربانت فعلا.[چشمک][گل][گل]

محسن

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي [گل]