تیراژه من

حرفهایی برای نگفتن


تولدت مبارک

 

 

زمین در انتظار تولد یک برگ ، من در حال شمارش معکوس

صفر همیشه پایان نیست گاهی آغاز پرواز است . . .

قلقلی تولدت مبارک

                                              

 


سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠ | پيام ها ()

 

نمایش نامه

 

 

حرف هایم را تعبیر میکردی ...

سکوتم را تفسیر  ...

دیروزم را فراموش ...

فردایم را پیشگویی . . .

به نبودنم مشکوک بودی ...

در بودنم مردد...

از هیچ گلایه می ساختی ...

از همه چیز بهانه ...

من کجای این نمایش بودم ؟!!!

 


جمعه ۱۱ شهریور ۱۳٩٠ | پيام ها ()

 

بند بازی

 

وقتی که چشم بسته
روی طنابی که یک سرش در دست تو بود ،

بنــد بازی می کردم ...
دریافتم که همیشه در عشق ،
مساله اعتماد بوده است.
میان چشم های بسته من و
دست های لرزان تــو !!!


یکشنبه ٦ شهریور ۱۳٩٠ | پيام ها ()

 

خواب و خیال

 

برای قلقلی خودم

 

من خواستم که خواب و خیال خودم شوی

رویا شوی، امید محال خودم شوی

در من دویده لرزه و سرگیجه ام گرفت

آوردمت دلیل زوال خودم شوی

یا در دلم شناور و یا بر تنم روان

ماهی و ماه زلال خودم شوی

هر روز بیشتر به تو نزدیک میشوم

چیزی نمانده است که مال خودم شوی

حالا تو چشمهای منی ابر شو ببار

تا قطره قطره گریه به حال خودم شوی

عاشق نمیشوی سر این شرط بسته ام

نه . . . حاضرم ببازم و مال خودم شوی

                                                                مهدی فرجی


پنجشنبه ٢ تیر ۱۳٩٠ | پيام ها ()

 

برای تو

دلم تنگ شده مثل کفشهای کودکیم.
مثل این شعر که دیگر اندازه ات نمی شود . . . .
 
 
برای خودم دلتنگم برای خنده هایی که ازم دزدیدن برای اون لحظه های بدون ترس و دلهره 
 
واسه مارالی که بود و دیگه نیست . . .
 
تو هم خسته شدی امروز فهمیدم خدا کنه که ببخشیم



پنجشنبه ٢ تیر ۱۳٩٠ | پيام ها ()

 

کمرم را شکسته اند

باید کمک کنی کمرم را شکسته اند

بالم نمی دهند کمرم را شکسته اند

 

نه راهه پیش مانده برایم نه راه پس

پل های امن پشت سرم را شکسته اند

 

هم ریشه های پیر مرا خشک کرده اند

هم شاخه های تازه ترم را شکسته اند

 

حتی مرا نشان خودم هم نمی دهند

آیینه های دور و برم را شکسته اند

 

گل های قاصدک خبرم را نمی برند

پای همیشه ی سفرم را شکسته اند

 

حالا تو نیستی و دهان های هرزه گو

با سنگ حرف مفت، سرم را شکسته اند

                             مهدی فرجی ( میخانه بی خواب )


پنجشنبه ٢ تیر ۱۳٩٠ | پيام ها ()

 

روز مبادا

 

وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونان که بایدند
نه باید ها...
مثل همیشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض می خورم
عمری است
لبخند های لاغر خود را
در دل ذخیره می کنم :
باشد برای روز مبادا !
اما
در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هر چه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند ؟
شاید
امروز نیز روز مبادا باشد !

                                         قیصر امین پور


چهارشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ | پيام ها ()

 

کفشهایم کجاست

کفش هایم کجاست ؟ میخواهم بی خبر راهی سفر بشوم

مدتی بی بهار طی بکنم، دو سه پاییز در بدر بشوم

خسته ام از تو، از خودم، از ما، « ما » ضمیر بعید زندگیم

دو نفر انفجار جمعیت است، پس چه بهتر که یک نفر بشوم

یک نفر در غبار سرگردان، یک نفر مثل برگ در طوفان

می روم گم شوم برای خودم، کم برای تو دردسر بشوم

داستانی شدم که پایانش، مثل عصر یک جمعه دلگیر است

نیستم در حدود فاصله ها، پس چه بهتر که مختصر بشوم

دورها قبر کوچکی دارم، بی اتاق و حیاط، خلوت نیست

گاه گاهی سری بزن نگذار، با تو از این غریبه تر بشوم 


جمعه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ | پيام ها ()

 

خوب و بد هرچه نوشتند به پای خودمان

خوب و بد هرچه نوشتند به پای خودمان

انتخابی است که کردیم برای خودمان

این و آن هیچ مهم نیست چه فکری بکنند

غم نداریم، بزرگ است خدای خودمان

بگذار که با فلسفه شان خوش باشند

خودمان آینه هستیم برای خودمان

ما دو رودیم که حالا سر دریا داریم

دو مسافر یله در آب و هوای خودمان

احتیاجی به در و دشت نداریم اگر

رو به هم باز شود پنجره های خودمان

من و تو با همه شهر تفاوت داریم

دیگران را نگذاریم به جای خودمان

درد اگر هست برای دل هم میگوییم

در وجود خودمان هست دوای خودمان

دیگران هرچه که گفتند بگویند، بیا

خودمان شعر بخوانیم برای خودمان

                                                                        مهدی فرجی

ساکتمن وتو فاصله ای نداریم نزار فرصت از دست بره همیشه واسه جبران وقت نیست،مگه ما از دنیا چی میخوایم که سهممون پریشونی شده . . . افسوس

وقتمون تموم نشده . . . لبخند


پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٠ | پيام ها ()

 

نام گمشده

دلم را ورق می زنم

به دنبال نامی که گم شد

در اوراق نام زرد و پراکنده ی این کتاب قدیمی

به دنبال نامی که من . . .

من شعرهایم که من هست و من نیست

به دنبال نامی که تو . . .

توی آشنا - ناشناس تمام غزلها

به دنبال نامی که او . . .

به دنبال اویی که کو ؟

                                                                قیصر امین پور


سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ | پيام ها ()

 


همرنگ آیینه باش تا از خورجین قلبم سلام و از برکه چشمانم دوستی ام را تقدیمت کنم . . . مارال هستم
tirazheh_m87@yahoo.com

 

 

 

شهریور ٩٠
تیر ٩٠
اردیبهشت ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩

 

تولدت مبارک
نمایش نامه
بند بازی
خواب و خیال
برای تو
کمرم را شکسته اند
روز مبادا
کفشهایم کجاست
خوب و بد هرچه نوشتند به پای خودمان
نام گمشده

 

یک غریبه
نوجوانان ایران
ناب ترین
مثل سایه در کنار
ماوراءالطبیعه
عشق و هنر( امیر )
عشق بی مرام
سما
سکوت غم
دست نوشته های تنها
چهارشنبه
پرتال جامع موبايل
بنویس
انفجار
اس ام اس روزانه مونا
C @ Ň C ε Ł Ł Ǿ ν ε For ever
******ماشین******
گیتار زندگی
*love & life & war*
لیست وبلاگ های برتر
یک عاشق ایرانی

 

RSS 2.0

language="JavaScript1.2"> function disableselect(e){ return false } function reEnable(){ return true } //if IE4+ document.onselectstart=new Function ("return false") //if NS6 if (window.sidebar){ document.onmousedown=disableselect document.onclick=reEnable }

كد ماوس